نوشتن...این لعنتی دوست داشتنی!

روز زن...

 

هر چند دیگر این روزها از زن و زن بودن صحبت کردن و دردها و مصائبش را گفتن در جامعه ای که تعریفی از انسان و انسان بودن و انسانیت را هم بر نمی تابد سخن گزافی است، اما اینها که می خواهم بگویم صحبت امروز و دیروز نیست. اینها صحبت از نگاهی است که از قرنها پیش به زن بوده و هست. سخت است زن بودن و ادعای برابری کردن با مردان در جامعه ای که سهم الارث زنانش نصف مردان، دیه زنانش نصف مردان، و حتی شهادت دادن زنانش نصف مردان باشد. سخت است در چنین جامعه ای زن بودن. سخت تر آن است که زیر نگاه هایی زن بودن خود را حفظ کنی که تو را جنس دوم می دانند. که خواه یا نا خواه باسواد یا بی سواد، روشنفکر یا متحجر مردانش اینطور یاد گرفته اند که تو زن هستی و او مرد. که زن بودن یعنی یک قدم عقب تر بودن، زن بودن یعنی اطاعت همسر کردن،زن بودن یعنی اجازه از پدر و یا اجازه از همسر، زن بودن یعنی سکوت کردن برای حفظ ابرو، زن بودن یعنی انگیزه بیرون زدن رگ غیرت برادر، اینها که می گویم مصائب مشترک همه زنها در طول سالها و شاید قرن ها بوده است. اما آنچه که امروز زن بودن را دردناک تر و سخت تر کرده است آنجاست که زن بودن نه تنها دست و پای مردان را بلرزاند که فراتر از آن همه زمین را بلرزاند. که زن بودنت گره بخورد با مقیاس ریشتر و زمین لرزه و پس لرزه. سخت است زن بودن در جایی که بخواهند برای حمایت از وجود ارزشمندت هر روز مانتویت را پایین تر بکشند یا روسریت را جلوتر. باور کن سخت است زن باشی و ببینی هر آنچه را که بر سرت میاید به نام زن بودنت و به خاطر زن بودنت.

اما با همه اینها خوشحالم از زن بودنم و افتخار میکنم به آن. که انچه امروز بر سر زنان ما میاید هر چند بدون شک سخت ازاردهنده است اما چیزی از ارزش های زنانی که با همه این مشقت ها با همه این موانع با همه این کارشکنی ها از پا ننشسته اند کم نخواهد کرد. همه اینها مسئولیت زن بودنمان را سخت تر می کند اما به هر حال باید خوشحال بود که زنان ما از پستو ها خارج شدند، دوشادوش مردان در راهی قدم گذاشته اند که دیگر نه تنها پشت مردان نیستند و نخواهند بود که جلوتر هم خواهند بود. اما آنچه در این میان لازمه تداوم حرکت و تضمین کننده موفقیت زنان ما خواهد بود بیش از هر چیز اگاهی است. آنجا که ما ندانیم برای چه به پا خواستیم، انجا که ما ندانیم از کجا آمده ایم و به کجا می رویم، کار را دشوارتر خواهد کرد که بهتر نخواهد شد. زمانی که ما بپذیریم که آنچه همه این سالها باعث عقب ماندن ما شده است چیزی جز عدم آگاهی خودمان نبوده و سعی نکنیم انتقام همه این سالها را از مردانی بگیریم که امروز خود می توانند سرمایه ای باشند عظیم برای حرکت به سوی روشنگری و اگاهی می توانیم به بار نشستن باورهامان امیدوار باشیم.

به امید آن روزی که تک تک ما در درجه اول به عنوان یک انسان و بعد یه عنوان یک زن و در نهایت به عنوان یک مادر مسئولیت انسان بودن، زن بودن و مادر بودنمان را به بهترین نحو ممکن انجام دهیم و با افتخار سر بلند کنیم و چگونه زن بودنمان را به خودمان و به دنیا اثبات کنیم.

+ مونا ; ٩:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۳
comment نظرات ()